یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

مراسم روز جهانی کارگر در ترکیه با حضور پناهجویان ایرانی برگزار شد

مراسم روز جهانی کارگر در ترکیه با حضور پناهجویان ایرانی برگزار شد
روز پنج شنبه مصادف با اول مه سال 2014, راس ساعت 11 صبح، تعداد زیادی از کارگران و زحمتکشان شهر ازمیر ترکیه درگرامیداشت روز جهانی کارگر در مسیر اصلی کناک تجمع نمودند.
 در این تجمع طیفهای مختلفی از سندیکاها و اتحادیه های کارگری و فعالان سیاسی چپ با حمل شعارها و پلاکاردهای مختلف سیاستهای ضد کارگری نظام حاکم را در حیطه انتقاد قرار دادند. ابتدای مراسم با سخنرانی جمعی از فعالین کارگری ترکیه آغاز شد و پس از آن راه پیمایی گسترده ای در شهر ازمیز به پا خواست.


تظاهرات روز کارگر بدون خشونت شکل گرفته بود که ناگهان با شعارهای تند تظاهرکنندگان علیه دولت به درگیری با پلیس انجامید . نیروهای پلیس ازمیر در واکنش به این اقدام با استفاده از ماشینهای آبپاش و استفاده از گاز اشک آور و همچنین با زد و خورد تظاهرکنندگان به مقابله با آنها پرداختند. ناآرامی های اخیر ترکیه حاکی از افزایش نارضایتی ها با افزایش خودکامگی های نخست وزیر این کشورسیری صعودی داشته و نخستین بار نیست که نیروهای پلیس ازمیر در روز جهانی کارگر به مقابله خشونت بار با معترضین میپردازند. 


در این میان تعدادی از فعالین سیاسی-اجتماعی  پناهندگان ایرانی ساکن ترکیه  به جمع معترضین پیوسته  و به عملکرد نظام جمهوری اسلامی در برخورد با زندانیان سیاسی و همچنین زندانی نمودن تعداد کثیری از فعالین کارگری با برافراشتن تصاویر تعدادی از فعالین در بند، اعتراض خود را اعلام و در انعکاس آنچه در ایران در پایمال نمودن حقوق کارگری می انجامد به تشریح و مصاحبه با سندیکاهها پرداختند تا بدین گونه اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانند.
تهیه و تنظیم: اقبال حکیمیان- شریعت شریفی 

سه‌شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پناهجویان ایرانی نوروز باستانی را جشن گرفتند

پناهجویان ایرانی نوروز باستانی را جشن گرفتند
جشن نوروز باستانی روز شنبه بیست و دوم ماه مارچ2014 با شرکت صدها تن از پناهجویان ایرانی (نوشهیر, اسکی شهیر,ازمیر, کوتاهیه)  در شهر دنیزلی  واقع در ترکیه برگزار شد.  این مراسم از سوی انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی و بنیاد نیکوکاری نوروز برای پناهجویان ایرانی در کشور ترکیه برنامه ریزی شده بود که با اجرای برنامه های شاد و متنوع توسط پناهجویان  برگزار شد. در این مراسم علاوه بر پناهجویان ایرانی و افغان  جمعی از شهروندان ترک و اهالی هنر کشور ترکیه  نیز شرکت داشتند.
مژده نوروز با خواندن سرود ملی  ایران و پخش پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی در کنار سفره هفت سین آغاز شد، مجری برنامه(شریعت شریفی) پس از  پیام تبریک نوروزی اشاره ای  به پیدایش  نوروز داشته و گفت:  " مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است خوش خراميده و با حسن و وقار آمده است به تو ای باد صبا می دهمت پيغامی , اين پيامی است که از دوست به يار آمده است.


پیش از سخن اصلی به گذشته برمی گردیم, پیدایش نوروز به کجا برمی گردد؟ و ما در قبال این جشن ملی چه مسوولیتی داریم...؟ بی گمان منابع متعددی در دست هست و به لطف اینترنت و دنیای مجازی, دسترسی به هر نوشته ای در هر بابی چه سهل و ساده .. ولی چه شده که نمی توان تاریخ پیدایش نوروز را به آسانی یافت ؟ عده ای بر این باور هستند که نوروز روزی است که کیاخسرو به تخت سلطنت نشسته است. عده ای این روز را به پادشاهی جمشید رقم می زنند و عده ای پیدایش خلقت ....اگر چه منبع پیدایش نوروز قطعیتی ندارد ولی به طور یقین جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان است که قرن ها تهاجم , خونریزی و کشتار نتوانسته این جشن را از تاریخ مردمان ایران زمین بزداید. .... چرا نوروز بایست برایمان مهم باشد؟ بی گمان نوروز جشن ملی ماست و بایست افتخار کنیم که نوروز جشنی است که قرن‌های دراز بر همه جشن‌های جهان فخر فروخته و می فروشد. نوروز مختص خود ما ایرانیان است. نه از جایی به ما به ارث رسیده و نه به زور به تقویم ما وارد کرده اند. نه یک جشن سیاسی است و نه یک قرارداد تجاری... جشن طبیعت است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب... روز جوشش اقاقیا و شکفتن شکوفها ..."
پس از آن حافظ مهری و مهدی یزدانیان با اجرای هنرمندانه خود سالن را نوید شادی بخشیده و ترنم گیتار و آواز دلنشین حافظ حاضرین را به وجد آورد و برای ساعاتی پناهجویان فراموش کردند شرایط سخت پناهجویی و دوری از یار و دیار خویش را...

بخش دیگری از مراسم, به هنرنمایی مازیار اعلایی(عمو نوروز) اختصاص داشت که جامه ای به  سرخی تمام لاله های واژگون به تن کرده و با دف نوازی خود و خواندن اشعار فولکلور و اجرای حرکات موزون بخشی از آیین رسوم ایرانی را برای خانواده هایی زنده کرد که بیشتر این پناهجویان بچه هایشان خارج از ایران بزرگ شده و هیچ گاه نه حاجی فیروزی دیده بودند و نه عمو نوروزی را به خاطر داشتند.






در پایان اقبال حکیمیان (فعال سیاسی- اجتماعی) به ضرورت برپایی جشن های ایرانی در خارج از کشور پرداخت و در بخشی از گفته های خود بیان کرد: 

نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست، نیاز ضروری جامعه ماست. خوراک حیاتی ملت ماست. هنگامی که کنار هم قرار گرفته ایم و مراسم نوروز را به پا می‌داریم، باید خود را در همه نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین برپا کرده‌اند، سهیم کنیم. و بیاندیشیم که چه صحنه‌های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفیدی در تاریخ کهن ما ورق خورده است..  رسالت نوروز زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح  است و درآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت , و عظیم‌تر از همه، پیوند دادن نسل‌های متوالی این قوم- که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته است ... و ما، در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخستین روز خلقت، روز اهورامزدا، آتش اهورایی نوروز را باز برمی‌افروزبم و به عنوان یک ملت، یک ایرانی در کنار هم نوروز را جشن می گیریم..
مراسم با رقص و پایکوبی و مسابقه و پذیرایی از حاضرین به پایان رسید. برگزار کنندگان این مراسم به ترتیب سالار صفایی و شاهین جهانگیری(عکاس), لیلا شعیبی ,فهیمه مهری, ساغر مهری و سمیه نصیری(دکوراسیون), اقبال حکیمیان و مجید عارفی دوست(انتظامات), حافظ مهری و مهدی یزدانیان(موزیک)...





 تهیه گزارش از: شریعت شریفی

سه‌شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۲ ه‍.ش.

جمع آوری زباله از سطح شهر ازمیر توسط پناهجویان ایرانی

جمع آوری زباله از سطح شهر ازمیر توسط پناهجویان ایرانی
روز شنبه 28 دسامبر2013 جمعی از پناهجویان ایرانی و شهروندان ترک واقع در شهر ازمیر(ترکیه) با فراخوان ان جی او گمبرون پاک با یک اقدامی نمادین همواره اعتراض خود را نسبت به آلودگی های چند ماهه اخیر  ایران نشان دادند. این پناهجویان با جمع آوری زباله در سطح شهر ازمیر هم لذت کار جمعی را به نمایش گذاشتند و هم ادای دینی کردند به شهروندان ترک زبان ....
اگر چه کار دشواری است این روزها خبری را در ارتباط با ایرانی ها در ترکیه گزارش کنید و رسوایی پول شویی کارچرخان های جمهوری اسلامی و دولت اسلامی تر اردوغان را درز بگیرید.
 این بار نیز پناهجویان ایرانی در ترکیه در یک اقدام نمادین جمع آوری زباله از سطح شهر نشان دادند که نه بسیجی اقتصادی هستند نه می توانند رویای به بلندای بخت بابک زنجانی و رضا ضراب داشته باشند. اما می توانند در لذت یک کار جمعی با شهروندان ترکیه وامداری انسان به زیستگاه خویش را یادآوری کنند.
زندگی برای پناهندگانی که گذر سنگین زمان را بر شانه هایشان به سخره می گیرند تا نیرویی برای ادامه روزهای دشوارتر حیات فرا چنگ آورند چندان هم یک نواخت نیست . یکی از این پناهندگان می گوید: "برای من ترکیه یادآور رمان های یاشار کمال و اورهان پاموک است برای همین می خواهم یک جوری به  این جامعه ادای دین کنیم" .
ساده دلی پناهجوی جوان من را هم تحت تاثیر قرار می دهد تا از این پس با وسواس بیشتر مراقب پاکیزگی محیط اطراف خود باشم حتی اگر هنرمندی مانند "ابرو گن دش" به خود سنجاق نکرده باشم...







سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.

برگزاری مراسم نه به اعدام توسط پناهندگان و پناهجویان ایرانی در ترکیه(شهر دنیزلی)

در آستانه مذاکرات اتمی  در زندان های داخل و اردوگاه های خارج از کشور فرزندان ایران زمین به قتل می رسند.
جمعی از پناهجویان ایرانی در ترکیه(دنیزلی,نوشهیر, ازمیر) با برگزاری مراسم نه به اعدام ,اعتراض خود را نسبت به اعدام شیرکو معارفی , حبیب الله گلپری پور و کشته شدن آوین عثمانی و دیگر اعدامیان یک ماه گذشته نشان دادند.
این مراسم  روز یک شنبه24  نوامبر در  شهر دنیزلی ترکیه و با شرکت جمعی از فعالین اجتماعی, سیاسی و زیست محیطی  برگزار شد که با تهیه پلاکادرها و عکس هایی از دیگر فعالین سیاسی و اجتماعی که در خطر اعدام هستند اعتراض خود را نشان دادند و نه به این جنایت ضد بشری  توسط جمهوری اسلامی  را فریاد زدند.
مراسم نه به اعدام با یک دقیقه سکوت به پاس احترام برای شهداء راه رهایی از جانب مجری برنامه(سحر مهدی پور) آغاز شد و سپس سرود ملی  سروده شد.
 پس از آن شریعت شریفی(فعال سیاسی-اجتماعی) شعری از هوشنگ ابتهاج قرائت کردند.

« ارغوان
اين چه راز ي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد ؟
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي افزايد ؟»
در ادامه (حافظ مهری) با نواختن گیتار و اجراهایی از فرهاد و داریوش غنای بیشتری به مراسم بخشیدند.
 پس از آن اقبال حکیمیان(فعال سیاسی-اجتماعی) تحلیلی در باب مسایل روز ایران و کشتار فرزندان این دیار در زندان های داخل و ارودگاههای خارج داشته و اعدام های برنامه ریزی شده از جانب جمهوری اسلامی را محکوم کردند.
« با گذشت سه دهه از عمر منحوس رژیم کشتار و اعدام جمهوری اسلامی, جامعه جهانی هنوز با کادرهای امنیتی این رژیم در سطح کاردار و وزیر و ریاست جمهوری مماشات می کند. رژیمی که با هراس افکنی و شرارت, مردمش را به گروگان گرفته و بهترین فرزندان مملکت ما را در آستانه مذاکرات اتمی و رونمایی دولت تذویر و امید در زندان های داخل و اردوگاه های خارج از کشور به قتل می رساند.
به راستی این تباهی سزاوار کدام مملکت خواهد بود که هنوز صد روز از آغاز به کار دولت جدیدش نگذشته است که نیکوترین جوانان دربندش اعدام می شوند.
اگر امروز خانواده فروهرها از امنیت برگزاری مراسمی ساده محروند!
اگر فرزندان بی پناه ملتی در حاشیه مرزهای ایران زمین مظلومانه سلاخی می شوند.
اگر مهاجرت و تبعید هموطنان ما همچنان تداوم دارد.
تنها به این دلیل است که این بار نیز دولت جدید جمهوری اسلامی با تاثیر پذیری از تجربیات پس از جنگ هشت ساله عیله مردم کشورمان  از یک سوی ادامه سیاست کشتار زندانیان دهه شصت  را دنبال می کنند و از طرفی با پذیرش شکست برنامه اتمی اش بر آن است تا با تداوم کشتار اقلیت های قومی, مذهبی و دگراندیشان  هراس افکنی در سطح جامعه را توسعه دهد تا ثبات خود را تظمین نماید»...
در پایان شریعت شریفی(مسوول اصلی این مراسم) نطق گیرایی در باب مشکلات روز پناهجویان و پناهندگان داشتند و شرایط حال حاضر را تاسف بار دانسته و خواهان تشکیل تشکل های پناهجویی و پناهندگی از جانب شرکت کنندگان بودند.
« بنا به هر دلایلی این روزها از وطن دور هستیم اما این دلیل نمی شود که دست از خواسته های حقیقی و حقوقی خود که همانا حق آزادی بیان,  آزادی اجتماعی, فعالیت سیاسی, آزادی عقیده, حق محاکمه عاملان و عامران قتل های فرزندان ایران زمین در دادگاههای عادله را ز یاد ببریم... امیدوارم که این مراسم نقطه عطفی باشد که در روزهای آتی حضور پررنگتری داشته و دست از خواسته های به حق خود برنداریم. پناهنده ایم و پناهجو... هر پناهنده و هر پناهجویی که به کمیسیاریای عالی پناهندگان خود را معرفی می کند حق و حقوقی از جمله حق داشتن مسکن, داشتن کار و حرفه, حق داشتن بیمه درمانی, حق تحصیل رایگان, حق برپایی تشکل های اجتماعی را دارا می باشد که بسیاری از این حق و حقوق از پناهندگان و پناهجویان در طی سالیان دراز سلب شده است. این حق و حقوق مهیا نخواهد شد مگر آن که در کنار همدیگر قرار بگیریم.... در پایان باید اضافه کنم ان جی او گمبرون پاک در اواخر  آذر ماه گل گشتی برگزار می کند که در طی آن طرح جمع آوری زباله ها از سطح جنگل را را در حیطه کاری خود دارد».
گردانندگان مراسم نه به اعدام و کشتار توسط جمهوری اسلامی(آقایان شریعت شریفی, اقبال حکیمیان,ساسان مهری, حافظ مهری, فرزین سرورفر,مجیدعارفی دوست و خانم سحر مهدی پور) بودند.
شایان ذکر است که شهر دنیزلی در ترکیه تنها بخش کوچکی از پناهجویان ایرانی را به خود اختصاص داده است اما فعالان اجتماعی- سیاسی, اقلیتی و دگرباش این شهر با برگزاری مراسم نه به اعدام مسوولیت و وظیفه انسانی خود را در قبال چنین فاجعه بزرگی نشان دادند.

 






 

گزارش از : فرزین سرور فر – مجید عارفی دوست
____________-

چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ ه‍.ش.

نوشته سحر مهدی پور در خصوص هشت مارس روز جهانی زن


نوشته سحر مهدی پور در خصوص هشت مارس روز جهانی زن
درودهای بی کران مرا پذیرا باشید...

سحر مهدی پور هستم... الان هم نزدیک به چهار ساله که در ترکیه به عنوان پناهجو با همسرم زندگی می کنم.
همان طور که همه شما مطلع اید، طبق آمار سازمان های حقوق بشری در سه سال گذشته بیشترین پناهجویانی که به ترکیه پناه آورده اند، زنان و دختران جوان سرزمینمان هستند  که به خاطر تبعیض قوانین و شرایط خفقان جامعه ایران به ترکیه پناه آورده و تمامی مشکلات پناهجویی را به جان خریده اند. به همین دلیل نوشته ای فرآهم کردم تا نگاه کوتاهی داشته باشم به این موضوع که چرا یک زن یا یک دخترجوان ایرانی به ترکیه پناه می آورد؟ و چه دلایلی وجود دارد که زنان مسیر پرخطر پناهجویی را به ماندن در ایران ترجیع می دهند
چرا زنان و دختران جوان ایران زمین به ترکیه پناه می آورند.

من هم بسان شما زنی هستم از جنس هزاران زن ایرانی  كه  در واژه‌هاي خوش آهنگ حاکمان پارلمانی ا گرفتار شده اند. جامعه ای كه روشنفكرترين مردانش، خالي از عقده‌هاي سركوب‌گرانه جامعه ايلي و عشيره‌يي نيستند. 
خوب می دانیم که چندين نسل از جامعه فئودالي فاصله گرفته‌ایم اما جامعه ما تهی از ساز و كارهاي جامعه مدني است. قوانين حمايتي که برای زنان امروز هست همان قوانینی است كه خود مردان نوشته‌اند و سراغ چنين قوانیني گرفتن آغاز گرفتاري‌ است... ثمره همین قوانین را می بینید.... چه بسیار از دختران جوان و زنان سرزمینمان به این کشور پناه آورده اند و فریادرسی نیست که به عدالت پاسخگوی  رنج های پنهان آنها باشد. حال اگر خود ما نیز تلاشی برای این گرفتاری نکنیم و همچنان در کنج خانه های خود بنشینیم تا دیگران برایمان تصمیمی بگیرند بی شک در حق خود جفا کرده ایم.
با چشم خود دیدیم و با تمام وجود لمس کردیم که روز به روز به ضخامت ديواري كه بين زنان و مردان كشيده‌اند، می افزودند و ما دم برنیاوردیم و کار بدآنجا رسید كه تفكيك جنسيتي را جزء جدا نشدنی از قانون تعریف کردند به طوری که مرغ پخته را به خنده وا مي‌داشت... به نظر شما در چنین فضایی زنان چگونه می توانستند رشد کنند؟!!! این سوال را به این دلیل مطرح کرده ام که تنها کار سیاسی کردن و فعال سیاسی بودن دلیل پناه آوردن نیست، بایستی بدانیم که تحمل این تبعیض ها براستی برای زنان غیرقابل باور است. 
قدری به گذشته رجوع کنیم تا به یاد بیاوریم از چه فضایی گریخته ایم، به یاد بیاوریم آن چنان از جنسيت و برتري بي‌چون و چرا مردان و به کنار کشیدن زنان سخن گفتند و به عنوان يك ملاك ارزشي در نقش اجتماعي دخالتش دادند كه دختران و پسران را به رقابت و مسابقه واداشتند... و متاسفانه دانشگاهها به جای فراگیری علم به میدان مسابقه تبدیل شد که پيامد اين ناآگاهي خودكشي‌هاي پي درپي دانشجويان(دختر-پسر) بود، اعتياد، افسردگي و بيمارهاي رواني ووو که هر روز انعکاس اخبار آن را در رسانه ها و فیس بوک خود شاهد هستیم.
عزیزان امروز برای گرامی داشت هشت مارس روز جهانی که برای زنان در نظر گرفته شده و  گرد هم آمده ایم... روزی که مختص من و تو هست.... هر کدام از ماها به  خوبی می دانیم و به چشم دیده ایم، که جدا کردن زنان از مردان و توهین و بازخواست کردن زنان و مردان در خیابان ها به هر دلیل، يكي از دردناك‌ترين پديده‌هاي اجتماعی است كه در كمتر جامعه‌يي  شاهد آن هستيم، الا در کشورهایی که حاکمان دیکتاتوری  دارند. 
خوب می دانید که در تمام دانشگاهها، مدارس، کارخانه ها و... پست هایی به نام حراست وجود دارد... به نظر شما دلیل این امر چه می تواند باشد؟!!!!! غیر از این است که با دایر کردن چنين پست‌هايي در مكان‌هاي جمعي بي‌آنكه جامعه‌شناسان و روشنفكران ما به آن بپردازند، جايگزين نگاه نظارتي ولی و قیم شده و صدالبته اين اقدام كنترلي براي به حصار كشيدن مردان و زنان نوانديش و دگر انديش می باشد....به راستی صبر ایوب می خواهد که چنین بی حرمتی هایی را تحمل کرد؟ و دم نزد و سخن نگفت...
شگفت انگيزتر اين كه، جامعه مردسالار ما تك به‌تك ارزش‌هايش را به خوبي حفظ كرده و با اقدام نظاره‌گرانه‌اش بر حوزه شخصي و فردي در قرن 21هم‌چنان باز توليد مي‌شود ... و امروزه مي‌بينيم در پايتخت يك سرزمين پرآوازه با تاريخي كهن حاکمان آن، نگاه بدوي خود را در سطح جامعه گسترانده اند به طوري كه از مترو و اتوبوس گرفته تا دانشگاه و... ديوار بلندي به نام جداسازي زنان از مردان را به نمايش گذاشته ‌و روز به روز به ضخامت آن نيز مي‌افزايند... بي‌هيچ ترديدي بايد بگويم كه اين نوع نگاه و اين نوع طرز تلقي باقی مانده همان انديشه‌هاي قرون وسطايي است كه روزگاري مي‌توانست دختركان نوبالغ را زنده به گور كند و حال از اين كه نمي‌تواند چنين كاري انجام دهد، به شكل شرمگيني در سلولهای انفرادی همچون كلاس‌های کوچک دگرانديشان را در حصار نگه مي‌دارد...
اینا تنها شمه کوچکی از مسایل فاجعه بار جامعه ما بود که زنان و دخترکان تاب تحمل این بی حرمتی ها را نداشته و مسیر پر تلاطم پناهجویی را انتخاب کردند شاید بتوانند در جامعه دیگری طعم شیرین آزادی را احساس کنند... حال با این نوع نگاه و با این که ما خود خوب می دانیم برای چه به ترکیه پناه آورده ایم باز می بینیم حضور زنان در کنار مردان چنان کمررنگ است که دل هر دگر اندیشی را به درد می آورد و من با تمام وجود از دوستان می خواهم دوش به دوش مردان برای رسیدن به آزادی و دیگر خواسته هایمان حرکت کنیم و یکجا نشینی را انتخاب نکنیم...
با سپاس از شما عزیزان
متبرک باد هشت مارس روز جهانی زن

گزارشی از مراسم هشت مارس 2012 در ترکیه که توسط بانوان پناهجوی ایرانی برگزار شد...


گزارشی از مراسم هشت مارس 2012 در ترکیه که توسط بانوان پناهجوی ایرانی برگزار شد...
من زنم آزادم ... دنیای من نیز باید آزاد باشد.....
در حالی بانوان پناهجو و پناهنده هشت مارس 2012 را گرامی داشتند که کشور ایران زمین دست خوش حوادثی است و حاکمان پارلمانی جمهوری اسلامی رخدادهایی غیرقابل باوری را برای هم وطن نان رقم می زنند. بانوان پناهجو روز جهانی زن را برگزار کردند تا هم به مشکلات عدیده ای که سبب شده آنها آواره شده و به کشورهای دیگر پناهنده شوند بیان کنند و هم بیان دارند که خواهان صلح و آزادی هستند.
چهارشنه شب هفت مارس 2012 جمع کثیری از بانوان پناهنده ایرانی گرد هم آمده و سرود آزادی سر دادند و فریاد زدند که زن هستند و به دنبال دنیای آزادی می باشند.
مجریان و گردنندگان این برنامه تمامی بانوان پناهجو بودند که ترانه آزادی سروده و نوای صلح نواختند.
ابتدای برنامه ، مجری(خانم غزال) این گونه آغاز کردند:
فردا هشت مارس یعنی روز جهانی زن است. روز من ، روز تو و روز ما........

صد و پنجاه و پنج سال پیش  در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند که  با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان این تظاهرات برهم خورد. و سالها بعد این روز به نام هشت مارس  روز جهانی زن نام گذاری گردید. اگر چه آن روز زنان کارگر در کارخانه ها اعتراض کردند برای دستمزد بیشتر و شرایط مناسب تر، اما امروز بعد از  صد و پنجاه  سال ما زنان نه تنها افزایش دستمزدی نداشتیم، بلکه کارخانه ها را نیز از دست دادیم.  آزادی های فردی و اجتماعی ما دستخوش حاکمان شد. برایمان تصمیم گرفته شد که چه بپوشیم؟ با کی بگردیم!!! در چه سالی ازدواج کنیم؟.. حق انتخاب همسر، حق انتخاب کار، حق طلاق، حق داشتن پاسپورت، حق حضانت فرزندان و.... تمامی این حق ها را از ما گرفتند و در قانونی به نام قانون اساسی حکومت اسلامی جای دادند... امروز در کنار هم قرار گرفته ایم تا با هم در این باره گفتگو کنیم ...
پس از آن خانم (پوپک) با صدای دلنشین خود دو ترانه از بانو مرضیه و استاد آواز  شجریان خواننده و محفل را با صدای گرمشان، سرشار از مهر نمودند...
مجری پس از آواز خانم پوپک اشاره کردند : برنامه را با آواز آغاز کردیم تا تلنگری داشته باشیم و بیان کنیم که حتی آواز زنان در قانون اساسی جرم محسوب می شود و زنان بایستی در خفا آواز بخوانند و هیچ زنی در ایران حق خواندن آواز در ملاء عام را ندارد. هنرمندان زن تنها می توانند برای زنان آواز بخوانند... رقص، آواز، حرکات نمایشی، عریانی مو، عریانی تن ... تمامی این هنرها که زنانه بوده و مختص به زنان است در سی و سال سه گذشته به مردان تعلق داشته و زنان از تمامی هنرهای زیبای دنیا محروم شدند...
اگر چه تاریک هفت هزار ساله تمدن ایرانی از فرمان روایی زنان، برابری زنان و مردان سخن گفته و در شاهنامه به دلاوری و رزم آرایی زنان اشاره داشته... اما متاسفانه امروزه  روز شاهد عقب گردهای بسیاری در سطح جامعه ایران هستیم و حاکمان جمهوری اسلامی هر گونه تصمیمی را برای زنان می گیرند
ادامه برنامه مختص به ناگفته های تکان دهنده سحر مهدی پور از فعالان سیاسی و مذهبی بودند که بیان کردند:
با چشم خود دیدیم و با تمام وجود لمس کردیم که روز به روز به ضخامت ديواري كه بين زنان و مردان كشيده‌اند، می افزودند و ما دم برنیاوردیم و کار بدآنجا رسید كه تفكيك جنسيتي را جزء جدا نشدنی از قانون تعریف کردند به طوری که مرغ پخته را به خنده وا مي‌داشت... به نظر شما در چنین فضایی زنان چگونه می توانستند رشد کنند؟!!! این سوال را به این دلیل مطرح کرده ام که تنها کار سیاسی کردن و فعال سیاسی بودن دلیل پناه آوردن نیست، بایستی بدانیم که تحمل این تبعیض ها براستی برای زنان غیرقابل باور است. 
قدری به گذشته رجوع کنیم تا به یاد بیاوریم از چه فضایی گریخته ایم، به یاد بیاوریم آن چنان از جنسيت و برتري بي‌چون و چرا مردان و به کنار کشیدن زنان سخن گفتند و به عنوان يك ملاك ارزشي در نقش اجتماعي دخالتش دادند كه دختران و پسران را به رقابت و مسابقه واداشتند... و متاسفانه دانشگاهها به جای فراگیری علم به میدان مسابقه تبدیل شد که پيامد اين ناآگاهي خودكشي‌هاي پي درپي دانشجويان(دختر-پسر) بود، اعتياد، افسردگي و بيمارهاي رواني ووو که هر روز انعکاس اخبار آن را در رسانه ها و فیس بوک خود شاهد هستیم.
عزیزان امروز برای گرامی داشت هشت مارس روز جهانی که برای زنان در نظر گرفته شده و  گرد هم آمده ایم... روزی که مختص من و تو هست.... هر کدام از ماها به  خوبی می دانیم و به چشم دیده ایم، که جدا کردن زنان از مردان و توهین و بازخواست کردن زنان و مردان در خیابان ها به هر دلیل، يكي از دردناك‌ترين پديده‌هاي اجتماعی است كه در كمتر جامعه‌يي  شاهد آن هستيم، الا در کشورهایی که حاکمان دیکتاتوری  دارند. 
خوب می دانید که در تمام دانشگاهها، مدارس، کارخانه ها و... پست هایی به نام حراست وجود دارد... به نظر شما دلیل این امر چه می تواند باشد؟!!!!! غیر از این است که با دایر کردن چنين پست‌هايي در مكان‌هاي جمعي بي‌آنكه جامعه‌شناسان و روشنفكران ما به آن بپردازند، جايگزين نگاه نظارتي ولی و قیم شده و صدالبته اين اقدام كنترلي براي به حصار كشيدن مردان و زنان نوانديش و دگر انديش می باشد....به راستی صبر ایوب می خواهد که چنین بی حرمتی هایی را تحمل کرد؟ و دم نزد و سخن نگفت...
شگفت انگيزتر اين كه، جامعه مردسالار ما تك به‌تك ارزش‌هايش را به خوبي حفظ كرده و با اقدام نظاره‌گرانه‌اش بر حوزه شخصي و فردي در قرن 21هم‌چنان باز توليد مي‌شود ... ... و امروزه مي‌بينيم در پايتخت يك سرزمين پرآوازه با تاريخي كهن حاکمان آن، نگاه بدوي خود را در سطح جامعه گسترانده اند به طوري كه از مترو و اتوبوس گرفته تا دانشگاه و... ديوار بلندي به نام جداسازي زنان از مردان را به نمايش گذاشته ‌و روز به روز به ضخامت آن نيز مي‌افزايند... بي‌هيچ ترديدي بايد بگويم كه اين نوع نگاه و اين نوع طرز تلقي باقی مانده همان انديشه‌هاي قرون وسطايي است كه روزگاري مي‌توانست دختركان نوبالغ را زنده به گور كند و حال از اين كه نمي‌تواند چنين كاري انجام دهد، به شكل شرمگيني در سلولهای انفرادی همچون كلاس‌های کوچک دگرانديشان را در حصار نگه مي‌دارد...
اینا تنها شمه کوچکی از مسایل فاجعه بار جامعه ما بود که زنان و دخترکان تاب تحمل این بی حرمتی ها را نداشته و مسیر پر تلاطم پناهجویی را انتخاب کردند شاید بتوانند در جامعه دیگری طعم شیرین آزادی را احساس کنند... حال با این نوع نگاه و با این که ما خود خوب می دانیم برای چه به ترکیه پناه آورده ایم باز می بینیم حضور زنان در کنار مردان چنان کمررنگ است که دل هر دگر اندیشی را به درد می آورد و من با تمام وجود از دوستان می خواهم دوش به دوش مردان برای رسیدن به آزادی و دیگر خواسته هایمان حرکت کنیم و یکجا نشینی را انتخاب نکنیم...
پس از آن خانم بیگرد میرسیدی، در خصوص مشکلات زنان علی الخصوص زنان کرد زبان اشاره کرده و بیان داشتند:
متاسفانه دنیای خشونت باری برای زنان در ایران رقم خورده است و هر روز این خشونت ها به عناوین گوناگون اجرا می شود. وی به قتل های ناموسی، تجارت زنان به دبی، سنگسار، حبس دختران در خانه، عدم اجازه دختران و زنان برای ادامه تحصیل و... اشاره کرده و علاوه بر آن به تبعیض قانونی که برای زنان و دختران کرد برای ادامه تحصیل و کار هر روز رواج پیدا می کند نیز اشاراتی داشتند. لازم به ذکر است که خانم بیگرد میرسیدی با لباس کردی در جمع حاضر شده و نوشته خود را به زبان کردی خواندند تا بیان کنند که علاوه بر تبعیض های گوناگون زنان و دختران حتی حق اجازه پوشیدن لباس کردی در مدارس و تحصیل به زبان خود نداشته و ندارند.
بخش دیگری از برنامه به شعرخوانی اختصاص داد که خانم زینب شعری از هیلا صدیقی سرودند و اشاره ای به بانوان دربند ایران زمین به خصوص خانم هیلا صدیقی، نسرین ستوده، نازنین خسروانی، شیوا نظرآهاری، مهسا امرآبادی و... داشتند.
از بانوان روشنفکر ترک زبان نیز دعوت به عمل آمده بود تا در خصوص مشکلات زنان ترک اشاره کرده و نقطه نظرات خود را درباره زنان پناهجو بیان کنند. که وی نیز در این مراسم حضور داشته با اشاره به عدم حضور زنان ترک در گردهمایی ها و مراسم جمعی سبب شده که زنان ترک از جوامع قدری عقب بمانند و متاسفانه کمتر شاهد حضور زنان در عرصه های اجتماعی هستیم. علاوه بر آن بافت های سنتی شهرها سبب شده که زنان از بسیاری از مسایل دور بمانند. به طور مثال در شهر نوشهیر بیش از صد مسجد ساخته و هر روز بر تعداد آن افزوده می شود اما کمتر ما شاهد رشد ان جی اوها، تشکل ها و احزاب هستیم و به ندرت شاهد ساخته شدن سینمایی در شهرهایی با بافت سنتی مذهبی هستیم.
وی به زنان ایرانی اشاره کرده و به خصوص پناهجویان که با توجه به تمامی مشکلات سر راهی که داشتند هشت مارس را در کنار هم قرار گرفته و این روز که مختص به خود زنان است را با تمام عشق و احساس جشن گرفتند. امید که همین مسئله سبب شود که ضروت جمع ها و گرد هم آمدن ها نیز برای زنان ترک الزامی شود.
بخش پایانی برنامه به مسابقه آواز و نقاشی در بین بانوان پناهجو اختصاص داده شده و پس از آن حاضرین با رقص و پایکوبی و هشت مارس را در هوای سرد ترکیه با گرمای خود حیات دوباره بخشیدند.
شایان ذکر است که از خانم ساقی عقیلی نقال پناهنده در ترکیه دعوت به عمل آمده بود که به علت گرفتاری در لحظات پایانی عذرخواهی کردند. همچنین رقص باله با تکنوازی فلوت نیز در برنامه گنجانده شده بود که به علت کمی وقت به اجرا در نیامد.
گردانندگان اصلی این برنامه خانم ها، زینب، غزال، شهرزاد، سحر، نیره، مهناز و بیگرد بودند.
گزاش از: انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی ـ ترکیه(نوشهیر)
Anjoman.help.ir@gmail.com